كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

995

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

مجلس‌آرايى كرده حريفان بزم روحانى را از جامهاى معانى شراب‌هاى حيات جاودانى مىدادند . شعر و للّه منى جانب لا اضيعه * و للملك منّى و السّياسة جانب بيت زمانى درس علم و بحث تنزيل * كه باشد نفس انسان را كمالى زمانى نرد و شطرنج و حكايات * كه باشد شخص را دفع ملالى خداى است آن‌كه ذات با كمالش * نگردد هرگز از حالى به حالى در خلال اين احوال ، به مسامع جلال رسيد كه نويسندگان ديوان كرمان مفرد امير ايدكو برلاس كرده مبلغى خطير به نام او رقم زده‌اند و آن حضرت به درخواست بعضى از خواتين كه با حضرت علقهء قرابت داشت آن مبلغ را به صد تومان كپكى آخر ساخت « 1 » و ايدكو قبول كرد كه به خزانهء عامره رساند و باز حاكم كرمان شده اجازت مراجعت يافت . و انوشيروان پسر بيان آغا به تحصيل اموال آذربايجان رفت و پير محمد پولاد را كه از امراى اميرزاده شاهرخ بود به حكومت سارى فرستاد و بيك ملك آغا حرم اميرزاده پير محمد جهانگير از جانب غزنين و قندهار به درگاه سپهر اقتدار آمد و سه پسر شاهزادهء مشار اليه خالد و بوزنجر و سلطان مهدى كه هنوز در صغر سن بودند همراه آورده به عزّ بساط بوس فايز شدند و نفايس اجناس از تنسوقات هندوستان پيشكش كردند . ذكر آوردن نور الورد پسر سلطان احمد پيش آن حضرت در آن ايام كه بارگاه فلك احتشام هنوز در قراباغ مقام داشت ، [ از طرف

--> ( 1 ) . ظف : « درين محل ، خدرمعلى تومان آغا كه عم‌زادهء آن حضرت بود و دختر او آغاچه در حبالهء نكاح ايدكو بود به ميان درآمد و آن معامله را به صد تومان . . . »